سلام.من سعید هستم.مهندس مکانیک ، یه چند ماهی مونده تا تولد ۲۸ سالگیم و مثل بیشتر جوون های این مملکت کار و درآمدی ندارم.اگه بخوام از خیلی وقت پیش براتون بگم ، دوران دبستان و راهنمایی دانش آموز خوبی بودم.بهترین نبودم ولی از بهترین ها بودم تا دوران دبیرستان.توی این دوران مدل درس ها جوری هست که دیگه نمیشد سر کلاس یاد گرفت و حتما نیاز به تمرین توی خونه داشت و متأسفانه من که ۹۵ درصد درس خوندنم توی مدرسه بود کم کم پسرفت کردم.متأسفانه دوم دبیرستان اتفاقات فوق العاده بدی برای من و خونوادم افتاد و این اتفاقات بد تا پیش دانشگاهی من ادامه داشت.از دوم دبیرستان تا پیش دانشگاهی هر سال چندین درس رو میفتادم و عین خیالم هم نبود و حتی نمره هام جوری شد که از مدرسه نمونه دولتی اخراج شدم و پیش دانشگاهی رو توی یه مدرسه عادی گذروندم و باز هم چند درس رو افتادم ولی تابستون پاسشون کردم.
و اما دبیرستان تموم شد و من باید میرفتم سربازی ولی نمیخواستم برم.تصمیم گرفتم حالا که مشکلات زندگیم و خانوادگیم فروکش کرده یک سال درس بخونم و برم دانشگاه اما خیلی فاصله گرفته بودم و رتبه جالبی نیاوردم.رشته فیزیک یه دانشگاه معتبر قبول شدم ولی با مشورت با چند نفر تصمیم گرفتم برم دانشگاه آزاد و مهندسی مکانیک بخونم.
توی دانشگاه از همون ترم اول انگیزم از بین رفت ولی سعی می کردم درس ها رو پاس کنم.هم زمان با دانشگاه توی مغازه های مختلفی کار کردم.باحال ترینش کافی نت بود که باعث شد کار با کامپیوترم قوی بشه اما همین کارها باعث شد خیلی توی مکانیک موفق نباشم و فقط یه سری دروس رو پاس کنم.
دانشگاه تموم شد...
چند ماه بعدش رفتم سربازی...
اونم کجا!پادگان نیروی زمینی ارتش 05 کرمان ، صد ها کیلومتر دور از محل زندگیم.البته فقط دو ماه اونجا بودم و بعدش رفتم تیپ 55 هوابرد شیراز.از لحاظ مسافت خیلی به بوشهر نزدیک تر بود اما از لحاظ رزم و سخت گیری به طرز فاجعه ای سخت بود.
سربازی تموم شد با همه سختی هاش و باز دنبال کار گشتم و در نهایت رفتم عسلویه برای کار.چندین جا کارگری کردم و واقعا روزهای سختی بود.کم کم با افرادی آشنا شدم و تونستم کارهای چند ماهه ای پیدا کنم و با پیمانکارهای مختلف کار کنم و در مجموع یک سال و نیم از عمرم رو توی عسلویه گذروندم.هم زمان با کار بسیار طاقت فرسا در عسلویه ، همین اواخر پارسال و قبل از دوران کرونا بود که چندین آزمون استخدامی شرکت کردم و دو تاش رو دعوت به مصاحبه شدم ولی توی مصاحبه رد شدم.یکی از آزمون ها ، نیروگاه اتمی بوشهر بود که متأسفانه نشد و توی مصاحبه روانشناسی رد شدم.
اما امسال متوجه شدم که اگه از این کارای پیمانکاری بیرون بیام و تمام تلاشم رو روی درس خوندن بذارم شاید بتونم آزمونی رو به صورت کامل قبول بشم و از این بلاتکلیفی در بیام.ضمن اینکه سنم به حدی رسیده که نهایتا یکی دو سال دیگه اجازه شرکت در آزمون های استخدامی رو داشته باشم.
خلاصه اینکه الان از کارم انصراف دادم و تصمیم گرفتم فردا و پس فردا اهدافم رو روی کاغذ بنویسم و هفته آینده شروع کنم به خوندن برای آزمون های استخدامی و حتی آزمون ارشد سال دیگه!به قول ندا ، چرا که نه؟؟؟!!!
ما را در سایت پست اول : یادگیری نرم افزار های Word و AutoCAD : دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 13